همانطور که همیشه تصورش را برایم میبافتی٬
میبافمشان ...
اما باور کن خنده دار است.
خنده دار تر میشود وقتی تو مرا در خیابان میبینی
و ....
به جا نمیآوری ....!!!
ما را در سایت شیشه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 14:36
ما را در سایت شیشه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 14:36
ترجیح میدهم همان "ابهام" بمانم ....
من سخت درگیر تنهایی و خشمم
و کمی هم بغض شاید
بغضی شکننده و جنگی برای پنهان نگاه داشتنش !
"کسی که میگریزد٬ از تنهایی نمیهراسد"
شیشه ای...ما را در سایت شیشه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 14:36
ما را در سایت شیشه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 14:36
ما را در سایت شیشه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 14:36
شبــــها کابوس
روزهـــــا حسرت
و هم اکنون
خسته
غمگین
قفل
این شبا
جایی لابه لای ابرا
من٬ گم شدم
یه مبهوت ِ تنها !!!
ما را در سایت شیشه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 14:36
ما را در سایت شیشه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 14:36
سالیان درازی گذشته است
و آن موجود درون من
همچنان در ابهام وجود خویش
چنگ به دامان خیال من میکشد
و خون میچکد
خون میچکد
ما را در سایت شیشه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 14:36
پیام های خصوصی را میخوانم
و متوجه شده ام در میان کیبورد و کار و دفتر حل شده ام
حتی نوشته هایم بوی ابهام سابق را ندارد
ولی ابهام درون این خسته ی در هم تنیده در حال دوباره سرکشیدن است
امان از شماها که تنهاییم را دیده اید
و الان طنین صدای پیچیده ام در خلوتی اینجا را نمی شنوید
امان...
شیشه ای...ما را در سایت شیشه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 14:36
ما را در سایت شیشه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 14:36